در جوامع توسعه‌یافته، دانشگاه‌ها در تحول و پویا هستند وبا محیط خود سازگاری فعالی دارند اما این تحول به معنای آن نیست که از دانشگاه بودن دربیایند و گاه و بی‌گاه شوند. اما علم در ایران رندُم بود، امر تصادفی بود. تصادفاً یک پادشاهی از علم حمایت می‌کرد و تصادفاً یک پادشاهی حمایت نمی‌کرد. گاه و بی‌گاه بود.
در تأسیس علم و نهادمندی آن مشکل داشتیم. یعنی عقلا بودند ولی سازمان‌یابی عقلا نبود. دانشیان بسیار باشکوه و قابل مقایسه با ترازهای جهانی بودند اما نهادهای دانشی بسیار معدود و ضعیف بودند یا اصلاً نبودند. این بود که علم‌ورزی گاه و بی‌گاه می‌شد.
«دانشگاه کارخانه نیست تا آدم‌هایی بسازد که تابع ایدئولوژی‌های دولتی یا بازاری باشند. دانشگاه محل رشد استعدادهای بی‌پایان و ناشناخته‌ی بشری است. از آموزش دانشگاهی انتظار می‌رود که پلتفرمی برای یادگیری فعال و مشارکتی نسل‌های تازه‌ی دانایی باشد، پلتفرمی برای رشد قابلیت‌های ناشناخته‌ی بشری و خلاقیت‌های متنوع. این‌که دانشگاه صرفاً نیروی متخصص برای دولت یا برای بازار تربیت کند کافی نیست؛ بلکه چشم‌ها دوخته شده است تا از درون آموزش دانشگاهی ارتقای کیفیت زندگی و تعالی شهروندی اجتماعی و مشارکت اجتماعی و شایستگی‌های کانونی، مانند تفکر انتقادی و دیگرپذیری، بیرون بیاید. کارآفرینی دانش‌آموختگان دانشگاه کمترین ثمره‌ی آموزش دانشگاهی است.»

مقصود فراستخواه
آگاه
رقعی
۳۵۰۰۰ تومان
چاپ دوم ۹۶
شومیز
۳۴۲ صفحه

 

گاه و بی‌گاهی دانشگاه در ایران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *