به‌نظر می‌رسد در عصری به‌سر می‌بریم که درآن اخبار قانون‌شکنی‌ها روند فزاینده‌ای به خود گرفته است. البته این مسأله با مشاهده‌ی چند آمار ساده به‌راحتی قابل تأیید است. آیا عقلانیت رفتاری، انسان اقتصادی را وادار می‌کند که در قانون‌شکنی منفعت خود را مطالبه کند؟ آیا این جوامع هستند که با پاداش دادن به فرصت‌طلبی‌ها، بذر بی‌اعتمادی می‌کارند و آن‌را پرورش می‌دهند تا به اذهان این‌گونه القا نمایند که «اگر صداقت پیشه‌نمایی کلاهت پس معرکه است»؟ آیا می‌توان تصور کرد که در چنین مسیری ناگزیر هرکس محدوده‌ی اعتمادش تنگ‌تر شود و در درون حفاظ‌هایی که به‌دور خود ساخته است، محصور گردد بدون آن‌که بتواند حتی گامی در جهت همان عقلانیت رفتاری بردارد؟ آیا زمان آن نرسیده است که در ادبیات رفتار عقلانی، عمل اخلاقی جایگاهی داشته باشد؟ اگر چنین پرسشی پذیرفتنی است، جایگاه آن دراین ادبیات کجاست؟ مقیاس اندازه‌گیری آن چیست؟ و مسیر بازگشت به‌سوی آن چیست؟
این پرسش‌هایی است که تلاش شده است دراین کتاب به‌آن پرداخته شود و درحد بضاعت به‌آن پاسخ داده شود.

دکتر محسن رنانی
طرح نقد
وزیری
۵۲٫۰۰۰ تومان
چاپ سوم ۹۷
شومیز
۵۲۲ صفحه

چرخه‌های افول اخلاق و اقتصاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *